چطوری از موزه گردی لذت ببریم؟

سوال اساسی برای من این بود که «چطور از موزه لذت بیشتری ببرم؟» یا «اصلا به طور کلی چطور از موزه گردی لذت ببرم!؟» «اصلا می‌شه از موزه لذت برد؟» اول اینکه برای لذت بردن از همچین جایی لازمه که یه کنجکاوی اولیه در موردش داشته باشیم. اگه از اول این توی ذهنت باشه که «خب بریم چهار تا دونه کاسه کوزه ببینیم، که چی؟» تمام طول مدتی که توی موزه هستی تبدیل به جهنم می‌شه. پس:

«۱» موزه مرتبط با موضوع مورد علاقه ات رو انتخاب کن.

«۲» قرار نیست تمام نوشته‌های کنار اشیای موزه رو بخونی.

حتما دیدین که توی موزه پر از توضیحات مختلف در مورد اشیای اونجاست، این فکر رو از سرتون بیرون کنید که قراره تمامش رو بخونید و برای اینکه لذت ببرید فقط اون‌هایی رو دنبال کنید که توجهتون رو جلب می‌کنه.

«۳» حتما سیر و سر حال برید.

اگه گرسنه، تشنه یا خسته باشید، نمی‌تونید از این تجربه لذت ببرید. اگه اجازه می‌دن با خودتون خوراکی ببرید و اگه نه قبلش یه چیزی بخورید یا برای استراحت بیرون بیاید.

«۴» از آدم‌های پر سر و صدا توی موزه دوری کنید.

سعی کنید اتاق‌های خالی رو برای بازدید انتخاب کنید. برای لذت بردن باید بتونید توی افکار خودتون غوطه ور بشید و این کار با وجود بچه ای که داره جیغ می‌کشه و گریه می‌کنه غیر ممکنه!

«۵» با راهنمای تور موزه برید یا اگه توی موزه به گروهی برخورد کردید که راهنما داشتن مودبانه ازشون خواهش کنید که به گروهشون بپیوندید.

توی کشورهای خارجی تراکم این جور گروه‌ها بیشتره و احتمال برخورد کردنتون با همچین گروهی و ناخودآگاه همراه شدن باهاشون بیشتره و خیلی وقت‌ها مجانی با یه تور همراه می‌شید اما توی ایران این اتفاق کمتر میافته و پس بهتره از قبل دنبال موقعیت‌های تورهای این شکلی بگردید. نفع موزه گردی با راهنما اینه که راهنما به داستان‌ها و قصه‌های پشت اشیای موزه تسلط داره. بشقابی که برای شما فقط یه بشقاب نقاشی شده ی ساده است برای راهنمای تور پر از معنا و مفهومه و شاید ده‌ها آدم برای نجات دادن اون ظرف ساده کشته شده باشن یا برای دزدیدنش جونشون رو به خطر انداخته باشن. برای من این قصه‌های پشت این اشیاست که موزه گردی رو لذت بخش می‌کنه و این قصه‌ها رو فقط از قصه گوش می‌شه شنید و این قصه گوها رو فقط می‌تونید بین راهنماهایی پیدا کنید که با عشق تاریخ ایران و دنیا رو خوندن و با عشق ردپای تک تک این اشیا رو دنبال کردن تا بفهمن این فرش، این نقاشی، این دیگ توی کدوم یکی از داستان‌های اسطوره ای گوشه ی کادر جا خوش کرده بوده و شاهد همه چی بوده.

درباره آرزو ویشکا

عاشق زندگی کردنم و به همین دلیل در طول زندگیم به چیزهای متنوعی علاقه مند بودم. من یه مسافرم، یه جستجوگر و یه ماجراجو. دهه اول زندگیم خواستم و تلاش کردم که نقاش بشم، از دهه دوم زندگیم تصمیم قطعی گرفتم که یه نویسنده بشم و همزمان قدم های اولم رو به سمت دنیای روانشناسی برداشتم و توی دانشگاه با خوندن هفت ترم شیمی کاربردی از مسیر اصلی زندگیم منحرف شدم اما خوشبختانه شجاعتش رو پیدا کردم که از این باتلاق در بیام و به مسیر مورد علاقه ام برگردم و حالا ترم شش مترجمی زبان انگلیسی باشم تا وقتم رو به ترجمه خبر و داستان بگذرونم، مترجم سینمای هنر و تجربه باشم و به عشق های دیرینم بپردازم. برای ادامه این راه می خوام برای ارشد روانشناسی بخونم و در کنارش جدی و جدی تر بنویسم.

مترجم، مسئول سایت انگلیسی و دستیار امور بین الملل سینمای هنر و تجربه
مترجم نوپای کتاب و داستان های ادبی
مترجم آزاد
دانشجوی انصرافی شیمی کاربردی
دانشجوی ترم آخر مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
فراگیر دوره های راهنمای طبیعت گردی موسسه ارسباران
داوطلب کنکور روانشناسی ارشد بالینی ۱۳۹۸

کاروان متحرک دختر کولی
تمام نوشته ها

1 دیدگاه در “چطوری از موزه گردی لذت ببریم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *