روایتی از یک فرود در چاک رود

تا آخرین لحظه از اینکه می‌خواستم تجربه اش کنم یا نه مطمئن نبودم. اصلا تصمیمی‌نداشتم و خودم رو هم مجبور نمی‌کردم که تصمیمی‌بگیرم. فقط می‌خواستم قدم به قدم جلو برم و از خودم بپرسم: دوست دارم؟ و همین شکلی بود که قدم به قدم به لبه پرتگاه نزدیک تر شدم و پریدم پایین. دوست دارم؟ آره. دوست دارم؟ آره. دوست[…]