رقص با اژدها

رقص با اژدها

این محتوای محافظت شده، لطفا وارد شوید و ثبت نام کنید در دوره برای مشاهده این محتوا

6 thoughts on “تجربه روز سوم کاروان رقص با اژدها

  1. امروز حسم رو توی محفل با همسفرهام شریک شدم، درباره این که توی این چند ماه وقتی موفق نمیشدم تا عادت هام رو اونجوری که میخوام پیش ببرم چقدر حس بدی نسبت به خودم و توانمندی هام پیدا میکردم، براشون نوشتم توی همین مدت چقدر آهسته آهسته و با احتیاط قدم های کوچیک برداشتم و امروز که حس کردم سرنخ خوبی برای پیدا کردن مسیر اصلی دستم اومده چقدر بابت همه تلاش هام به خودم افتخار کردم.

    پاسخ
  2. امروز ۲ تا از چالش ها رو نتونستم به خاطر کسالتم انجام بدم و داشتم کم کم این احساس رو میکردم که باز نتونستی٬ تو اصلا نمیتونی یه کار رو کامل انجام بدی و به طور دقیق بخام بگم کمال گرایی م داشت یکاری میکرد که احساس شکست بکنم..ولی نشستم با خودم فکر کردم که امروز چه کارایی کردم چه چالش هایی رو انجام دادم و از همه مهم تر با اینکه مریض بودم کلی فعالیت انجام دادم… پس کمال گراییم رو خاموش کردم و به خودم افتخار کردم.

    پاسخ
  3. حس کردم اونجور که میخوام نتونستم وقت بذارم درگیر خودمراقبتی بودم الان حس میکنم خیلی بهترم و به فردا خیلی امیدوارم. دلم میخواد با بچه ها ببشتر تو محفل و شخصی حرف بزنم .و از موسیقی های روزانمون هم کلی لذت بردم و عاشق رادیو جیپسی شدم

    پاسخ
  4. چون هنوز نتونستم وقت نكردم تغييرات جديد رو تو برنامه م وارد كنم يكم گيج شدم ولى از فردا تغييرات كاروان رو با برنامه ام هماهنگ ميكنم كه بتونم استفاده ى بيشترى ببرم.

    پاسخ
  5. مدیتیشن و قبلا گاهی انجام می دادم اما بصورت روزانه رو دوست دارم و همینطورموسیقی و رادیو چیپسی و نوشتن دفتر صبحگاهی هم خوب و مفیده

    پاسخ
  6. خیلی خوب بود تو نوشتن دفتر صبحگاهی خیلی روونتر شدم.و حرفهام هم خیلی بیشتر شده، خیلی بیشتر برای خودم.وقت میزارم و از مطالب کتاب هم نکته مفیدی که مشکل خودم بود یاد گرفتم، فقط احساس میکنم کارهام زیاد شدن و نیاز دارم برای خودم.زمان بيشتری ایجاد.کنم

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *